هدیههدیه، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

هــــدیـــــه

بازم حموم

عزیزم یه بار نشد بری حموم و گریه کنی عشق حموم داری....میشه گفت به بابا رفتی اینم عکسایی که بعد حموم ازت گرفتم: اینم عکسای بعد لباس پوشیدنت:   ...
9 آبان 1391

افطار بیرون از خونه

فدات شم رمضون بود و مرداد بودو هوای گرم تابستون....یه روز که واسه افطار رفته بودیم خونه مامانی ... تصمیم گرفتیم ببریم بیرون و افطار کنیم اینم عکساته: ...
2 آبان 1391

اولین خونه

عزیزم تو فصل تابستون بودیم هر پشه ای که تورو می گزید جاش یه زخم بزرگ میشد تا اینکه بردیم دکتر...دکتر گفت پوست حساسی داری و باید مواظبت باشیم....بابا برا اینکه از شر پشه ها در ایمن باشی برات یه پشه بند خرید: ...
2 آبان 1391

هدیه 6 ماهه

خوشگلم اول ماه مبارک رمضان بود و بازم وقت واکسنت بود.....باز خیلی گریه کردی قربونت برم چیکار کنم باید واکسن بزنی....این دفعه بعد واکسن انگار ازم قهر کردی از بغل مامانی بغل من نمیومدی!! ولی این بار هم شکرخدا به خیر گذشت و تب نکردی اینم عکسای 6 ماهگیت: ...
2 آبان 1391

دمر شدن

عزیزدلم تو از 4 ماهگیت میتونستی دمر شی ولی این حالتو اصلا دوست نداشتی و زودی گریه میکردی وازمون میخواستی که برداریمت.... معمولا صورتتو به زمین میمالیدی و زودی برمیگشتی ...
2 آبان 1391