اولین روز تولد
عروسک مامان، یکم بهمن یعنی اولین روز تولد تصمیم گرفتیم بریم خونه مامان جون بابا یه کیک خوشگل برات خریده بود و تو خوشگلم از دیدنش ترسیدی از کلاه تولد هم میترسیدی و تا میذاشتیم گریه ات میگرفت جالب اینجاست که ارتین شیردل و شجاع هم پیش کیک که میومد قیافه میگرفت و تا کلاه و میذاشت بهت زده این ور اون ور رو نگاه میکرد با دیدن این کاراتون خوشحال تر شدم که جشن نگرفتیم چون از اول تا اخر بغلم بودی و تا کیک رو میدیدی گریه میکردی و اما عکسات تو ادامه مطالب.. این عکس کیکته اینجام کلاه سرت رفته و خبر نداری ازش برف شادی رو دیدی اول چیزی نگفتی ولی بعد گریه و ... از اینجا گریه ها شروع شد هم میترسی هم م...
نویسنده :
مامان هدبه
11:24








